دانشجویان شیمی کاربردی 89 دانشگاه زابل
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


باسلام
به وبلاگ علمی و تفریحی شیمی کاربردی ورودی 89 دانشگاه زابل خوش آمدید.
اگر انتقاد یا پیشنهادی در مورد بهتر شدن وبلاگ داشتید میتونید از طریق پورتال مدیر وبلاگ با ما در ارتباط باشید.
از اینکه به وبلاگ ما سر زدید ممنون

aghaz8958@yahoo.com

مدیر وبلاگ :مدیر وبلاگ
آرشیو وبلاگ
گاهی مرا به نام کوچکم صدا کن ...



دوست من امروز چشم های مرا به باران دعوت کردی..
از تو پنهان نباشد، گریه کردن گاهی بهترین هدیه ای ست که دوستی به آدم می بخشد!
همین که چشم های آدم می بارند...
همین که دلت سبک می شود همین که باور می کنی هنوز زنده ای اتفاق خوبی ست
حالا چه بهتر که این همه اتفاق های خوب را یک دوست..یک دوست خیلی عزیز برایت رقم بزند..
. می دانی گاهی آدم باید بشکند... باید بریزد...
باید نابود شود تا ببیند باز هم می تواند بلند شود و زندگی اش را از سر بگیرد؟
گاهی باید یاد گرفت که همیشه دلی که برایت می تپد ماندگار نیست.
.. باید یادگرفت که قدر بعضی از لحظه ها را بیشتر دانست..
باید یاد گرفت که گاهی
ممکن است آنقدر تنها شوی که هیچ چشمی اتفاقی هم ترا نبیند!


گاهی آنقدر تنها می شوی که حتی دلت برای خودت هم تنگ می شود
گاهی آنقدر تنهایت می گذارند که نام کوچکت را هم از یاد می بری.
مگر نه این که نام کوچک آدم برای این است که صدایت بزنند..
. که سراغت را بگیرند.
و تو باور کنی هنوز برای خاطر کسی عزیزی!



من اما این روزها حتی نام کوچکم را هم از یاد برده ام..
حتی دیگر نگران چین های روی پیشانی ام نیستم..
یا نگران تارهای سفیدی که لا به لای موهایم دیده ام ..
و حتی نگران این که اشک روی گونه هایم را کسی ببیند
می دانی دوست من ؟
گاهی سرنوشت مثل توفان شنی است كه مدام تغییر جهت می دهد.
هر چقدر هم تو تغییر جهت بدهی
باز توفان شن تعقیبت می كند.
دوباره برمی گردی، اما توفان هم با تو برمیگردد
بارها و بارها این حركت را تكرار می كنی
اما طوفان به دنبال توست چرا؟
چون این توفان چیزی نیست كه از دوردست بیاید،
یا چیزی كه هیچ ارتباطی با تو نداشته باشد
این توفان تویی. چیزی درون توست
پس تنها كاری كه از تو برمی آید تسلیم است
و شاید بستن چشم هایت و گرفتن گوشهایت، تا شن ها درون آنها نرود،
و راه رفتن در میان آن، قدم به قدم
جایی که نه خورشید است، نه ماه، نه جهت، نه حس زمان
فقط شن سفید نرم ..... چرخ زنان برخاسته به آسمان
این آن نوع توفان شنی است كه تو به تجسمش نیاز داری.
و تو حقیقتا باید از آن توفان خشن ماوراء الطبیعی و نمادین بگذری
در مورد آن یك اشتباه نكن:این توفان مثل هزاران تیغ تیز،
فقط تنت را زخمی نمی کند...
شاید زخمی پنهان هم در روحت بگذارد
یا شاید دیگر به هیچ صحرایی اعتماد نکنی
یا حتی مطمئن نباشی که توفان واقعا تمام شده باشد
شاید هم وقتی توفان تمام شد
حتی یادت نیاید که چگونه از آن گذشتی،
چطور جان به در بردی
اما یك چیز مسلم است.
وقتی از توفان بیرون آمدی
دیگر آنی نیستی كه قدم به درون توفان گذاشت
معنی توفان همین است




نوع مطلب : آزاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 10 مهر 1392
جمعه 12 مهر 1392 10:53 ق.ظ
ب سلام من فقط بخاطر مطالب شما سر میزنم دمتون گرم
عباس محمدیلطف دارین ممنونم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات